از همراستایی تا موفقیت؛ چگونه استراتژی شرکت را به قلب تیمها بیاوریم؟

مدیران میانی حلقه اتصال تئوری و عمل هستند، همانهایی که با شفافسازی استراتژی، کارکنان را از یک دنبالهرو به همسفرانی پرانگیزه تبدیل میکنند.
شرکتها برای آنکه بتوانند روحیه کار تیمی و همراستایی را در سطوح مختلف ایجاد کنند، به یک استراتژی واحد نیاز دارند که همه ارکان و اجزای شرکت تابع آن خواهند بود و همه برنامهها و اقدامات خود را براساس استراتژی سالانه تنظیم و نهایی میکنند.
در واقع استراتژی، جهتگیری کسبوکار در معاملات، مذاکرات، تصمیمگیریها و بودجه را مشخص میکند و همه تیمها میتوانند با رجوع به استراتژی، از انجام کارهای خلاف هدف کسبوکار و اتلاف زمان و بودجه پرهیز کنند.
از آنجایی که استراتژی بعد از تدوین، نیاز به پیادهسازی در همه ارکان و فضای کسبوکار دارد، این مهم عمدتا بر عهده مدیران میانی و روسای بخشهاست تا با روشهایی که به همراستایی کمک میکند، افراد شاغل در تیمها و واحدهای مختلف را نسبت به استراتژی و کار تیمی همراه کرده و از ایدهها و اقدامات آنها برای رسیدن به اهداف استفاده کنند.
همراستایی بدون فهم دقیق چرایی تصمیمات و اقدامات از سوی همه کارکنان فراهم نمیشود، مگر اینکه این ماموریت مهم را مدیران میانی در میان تیمهای خود پیاده کنند؛ همه کارکنان باید به یک اندازه به جزئیات استراتژی کسبوکار دسترسی داشته باشند تا بدانند با این مسیر همراه هستند و نه دنبالهرو.
ایجاد حس تعلق برای تحقق اهداف در یک کار تیمی، تنها با برگزاری جلسه و ابلاغ دستورالعمل شدنی نیست و نیاز به ایجاد جریان زنده و پویایی از اطلاعات در میان تیمها و روشهای دستیابی به اهداف و نقشه مسیر پیش رو دارد.
اگر از امروز به فکر همراه کردن تیم خود در مسیر اهداف شرکت هستید، باید در قدم اول رهبر مسئولیتپذیری در برابر کارکنان خود باشید و بتوانید با روشهای مختلف، همگروهیهای خود را با استراتژی شرکت همراه کنید.
برگزاری یک جلسه داخلی شفاف و بدون پیچیدهسازی مسائل، میتواند برای شما در این مسیر کمککننده باشد. پس از آن با پاسخ به ابهامات و پرسشهای آنها، چراغ ذهنشان را در این مسیر روشن کنید و بعد از آن با برقراری طوفان فکری در مورد بهترین روشها برای رسیدن به اهداف کسبوکار، تیم را در مسیر تحقق استراتژی شرکت قرار دهید.





مقاله عالی بود تشکر