مقالاتهوش بهره‌وری

نوآوری از اتاق مدیران آغاز نمی‌شود

درگذشته، مزیت رقابتی سازمان‌ها و شرکت‌ها بیشتر به سرمایه، تجهیزات یا سهم بازار مرتبط و وابسته بود. اما امروز جهان کسب و کارها متفاوت است. امروز آنچه بیشترین برد و باخت کسب و کارها را در میدان رقابت رقم می‌زند، توانایی آن‌ها در نوآوری است.

برخلاف تصور رایج، نوآوری فقط در خلق یک فناوری یا ارایه محصولی جدید خلاصه نمی‌شود. هر ایده و راهکاری که بتواند فرآیندها را بهینه، زمان انجام فعالیت را کوتاه و رضایت مشتری را افزایش دهد، نوآوری تلقی می‌شود. به عبارت ساده نوآوری یعنی دیدن فرصت‌هایی که دیگران از کنار آن عبور کرده‌اند.

فرهنگ نوآوری در سازمان‌ها زمانی شکل می‌گیرد که پرسیدن سوال “چگونه می‌توان این کار را بهتر انجام داد” به یک سوال ثابت و همیشگی در فرآیند انجام فعالیت‌های روزمره افراد تبدیل شود. سازمان‌های موفق و باهوش، بیش از آنکه به دنبال ایده‌های بزرگ باشند، از همین ایده‌های کوچک و از هزاران ایده‌ای که در سر کارکنان سازمان وجود دارد، بهره می‌گیرند و برای ساختن آینده از آن استفاده می‌کنند. چون به خوبی می‌دانند که هر همکار، در هر جایی از سازمان و فارغ از جایگاه سازمانی، از نزدیک با مسائل، نیازها و فرصت‌های بهبود سازمان، روبه رو است و همین نقطه می‌تواند منشأ ظهور ایده‌هایی باشد که کیفیت خدمات، بهره‌وری و میزان توجه به نیازهای مشتری را ارتقا می‌دهد.

در یک سازمان، نوآوری زمانی به مزیت رقابتی تبدیل می‌شود که همه کارکنان خود را در آن سهیم بدانند و ذی‌نفعان مختلف هم از آن نوآوری بهره‌مند شوند. به این ترتیب، نوآوری به یک جریان دائمی در کسب و کار تبدیل می‎شود و هر روز کسب و کار را یک قدم به جلو می‌برد.

اگرچه مدیران سهم بالایی در به جریان افتادن نوآوری در سازمان دارند اما نوآوری از اتاق مدیران آغاز نمی‌شود بلکه در میدان عملیات و در مواجهه مستقیم با چالش‌ها و نقاط بهبود سازمان اتفاق می‌افتد. نقش مدیران در این میان آن است که به نوآوری و دیدگاه‌های نوآورانه همکاران اهمیت دهند، آن را ببینند، فرآیند به جریان افتادن نوآوری در سازمان را تسهیل کنند و با روش‌ها و گزینه‌های منابع انسانی، کارکنان را نسبت به بیان ایده‌ها و تحقق نوآوری در سازمان، ترغیب کنند.

‫7 دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا