مقالاتهوش بهره‌وری

از مدیریت دارایی‌های انسانی تا مدیریت روایت برتر

در این برهه حساس، رهبران ما از چهار طریق باید ایفای نقش کنند:

  • مدیریت دارایی‌های معنوی
  • مدیریت دارایی‌های مادی
  • مدیریت دارایی‌های انسانی
  • مدیریت روایت

محمدرضا دیانی، سلسله جلسات راهی نو، 18 فروردین ماه 1405

در شرایطی که سازمان‌ها و افراد، تنش‌های مختلف اجتماعی-اقتصادی را تجربه می‌کنند، مدیریت هوشمندانه‌ی دارایی‌ها می‌تواند مرز میان فروپاشی و بقا یا حتی رشد را مشخص کند.

اما مدیریت دارایی، مدیریت هزینه و صرفه‌جویی نخستین چیزی است که به ذهن مدیران کسب و کار، برنامه‌ریزان و متولیان می‌رسد. مدیریت دارایی‌های مالی از جمله نقدینگی، تجهیزات، زیرساخت و زنجیره تأمین، نخستین شیوه و راهکاری است که بیشتر سازمان‌ها در موضوع مدیریت بحران به آن ورود می‌کنند حال آنکه در واقعیت امروز، در زمانه‌ای که جنگ نرم روایت‌ها و داده‌ها میدان را به دست گرفته است، مدیریت دارایی‌های معنوی، مدیریت دارایی‌های انسانی و مدیریت روایت، سهم و نقش مهم‌تری را برعهده دارد.

مدیریت دارایی‌های مادی:

تورم شدید، نوسان نرخ ارز، کمبود احتمالی منابع، اختلال در واردات و صادرات، افزایش حقوق سرمایه انسانی، کنار رفتن سرمایه‌گذاران از جمله ریسک‌هایی است که می‌توان برای مدیریت دارایی‌های مادی در بحران، متصور بود. همچنین افزایش حقوق و به تعویق افتادن اقساط وام، کسب و کارها را تهدید می‌کند.

وابسته بودن به یک بازار یا مشتری در این شرایط، بسیار پرریسک است. در بحران، انعطاف مهم‌تر از مقیاس است بنابراین باید تا می‌توان هزینه‌های ثابت را کاهش داد، ذخیره‌سازی هوشمند داشت، بازار را با دقت رصد و دنبال کرد و با پیش‌بینی کمبودها و بحران‌ها، برای بدترین حالت، سناریو داشت و آماده بود.

مدیریت دارایی‌های معنوی:

دارایی‌های معنوی همان دارایی‌های غیرملموس شما هستند. برند، دانش و شبکه ارتباطی شما؛

اعتبار و شهرت برند، انجام تعهدات، ریسک افزایش قیمت نرخ محصول، کالا یا خدمات از جمله موضوعاتی است که در بحران، چالش و آسیب جدی به همراه دارد. مدیریت این فرآیندها بسیار پیچیده و نیازمند تسلط بر بازار، داشتن بینش اقتصادی، مدیریت هوشمندانه‌ی ریسک و تفکر کسب و کاری و کارآفرینی است.

فرسایش شدید اعتماد عمومی، ضعف اعتماد نهادی، آسیب‌پذیر بودنِ بنگاه اقتصادی یا کسب و کار شما در شرایط بحران و بی‌ثباتی در قوانین و فضای کسب و کار، بزرگترین تهدیدهاست اما در بحران، بزرگترین سپر، برند و اعتمادی است که پیش از بحران ساخته‌اید.

حفظ اعتماد مشتری و مخاطب حتی به قیمت از دست دادن سود کوتاه‌مدت، استفاده از شبکه‌سازی و ارتباطاتی که پیش از این ساخته‌اید، راهکاری است که در مدیریت دارایی‌های معنوی به شما کمک می‌کند.

ارتباطات قوی و در اختیار داشتن دیتا، در بحران قوی‌تر از پول عمل می‌کند. از طرفی برند و سازمان شما باید آنقدر قوی و انعطاف‌پذیر ساخته شده باشد که بتواند با شرایط جدید خود را بازتعریف کند و درحقیقت تاب‌آوری داشته باشد.

سازمان باید شبکه‌سازی فعال داشته باشد، از منابع اطلاعاتی خود بهترین بهره را کسب کند و با مستندسازی به‌هنگام بر شرایط غلبه کند.

 

مدیریت دارایی‌های انسانی:

این یکی از سخت‌ترین بخش‌ها در مدیریت بحران است. چراکه سرمایه انسانی، مهم‌ترین و در عین حال آسیب‌پذیرترین سرمایه سازمان است. اجبار به تعدیل کارکنان یا خروج و استعفای پرسنل زبده، ناامیدی و فرسودگی شغلی و روحی، مهاجرت یا تمایل به خروج از سازمان و کاهش انگیزه و بهره‌وری را در شرایط بحران به وفور می‌توان در سازمان‌ها دید.

اما بخشی از سازمان در شرایط بحران کنار شما می‌مانند و انگیزه آن‌ها تنها پول نیست. پس باید برای این بخش سازمان ایجاد معنا کنید. ایجاد حس معنا در سرمایه انسانی باعث می‌شود پرسنل بزرگترین بحران‌ها را حل و مدیریت کنند. ارتباط شفاف با تیم بدون پنهان‌کاری، دروغ و تشدید اضطراب، کنار آنها بودن و قدردانی کردن از آنها، دیدن تلاش‌های آن‌ها و حمایت روانی، شنیدن و درک کردن حالات روحی پرسنل کارهایی است که می‌توانید در این شرایط انجام دهید تا افراد به سپری قدرتمند در برابر تنش‌ها تبدیل شوند.

شناسایی افراد و نیروهای کلیدی و تلاش برای حفظ آن‌ها، فرصت دادن به آدم‌ها، آموزش های چندمهارتی، انعطاف بیشتر در قوانین اداری، ساعات کاری و برداشتن فشارهای غیرضروری از روی پرسنل، منابع انسانی شما را در مدیریت بحران، به شدت متفاوت خواهد کرد.

سعی کنید خودتان را جای پرسنل بگذارید و با آن‌ها همدلی داشته باشید. اگر از پرسنل هستید ارتباط خود را با دیگران تقویت کنید، تلاش کنید مایه آرامش دیگران باشید و عملکر شما مسئولانه و همدلانه باشد.

 

و اما مدیریت روایت

گفته می‌شود جنگ امروز جهان، جنگ روایت‌هاست. رقابت کسب و کارها نیز درواقع رقابت روایت‌هاست و این موضوع بر هیچکس پوشیده نیست.

در بحران، واقعیت به تنهایی تعیین‌کننده نخواهد بود بلکه برداشت از واقعیت مهم‌تر از خود واقعیت است.

مخاطب شما به روایت‌ها اعتماد می‌کند و اگر شما روایت اول را از دست بدهید یا اجازه دهید دیگران به جای شما روایت کنند، باخته‌اید. حتی ساده‌ترین چالش‌ها را واگذار می‌کنید و گاه حتی همه مزیت‌های رقابتی شما هم به کمک شما نمی‌آید.

شکاف عمیق بین روایت‌ها، سرعت انتشار بالای شایعات در بحران و تنش‌های اجتماعی که باعث احساس اضطراب و بی‌اعتمادی می‌شود جریان روایت‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

برای فهم افکار عمومی و حفظ اعتبار خود، فضای افکار عمومی را رصد کنید. شفافیت حتی اگر حداقلی و در حد توان سازمان شما باشد باز هم به شما کمک می‌کند. شما باید روایت واحد داشته باشید، پیام‌های متناقض بدترین ضربه را به شما وارد می‌کند و گاه هرگز قابل جبران نخواهد بود. یادتان باشد که گاه انکار و تناقض‌گویی، بدترین ضربه‌ها را وارد می‌کند.

میدان روایت را به دست بگیرید و سازمان را برای آن آماده کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا