آیا همیشه کم هزینه کردن، مساوی صرفهجویی است؟

اغلب زمانی که صحبت از کنترل و مدیریت هزینهها در سازمان میشود، دیدگاه سنتی ابتدا به فکر مواردی همچون کاهش هزینههای پرسنلی، تعدیل نیرو و یا صرف نظر کردن از تبلیغات میافتد. سازمانها گاه حتی اِعمال در تغییر کیفیت محصولات، بستهبندی یا خدمات را به معنای صرفهجویی میدانند؛ موضوعی که میتواند کسب و کار را تا مرحله انحلال و حذف از بازار رقابتی هم پیش ببرد.
در فضای درونسازمانی هم چنین تصمیماتی میتواند سیگنالهای منفی متعدد به کارکنان مخابره کند که در میان و بلندمدت مسئولیتپذیری و سطح کارایی افراد را کاهش میدهد.
مفهوم هزینه-فایده چیست؟
اما در دنیای مدیریت امروز، چه در کسب و کارهای بزرگ و چه در انواع کوچکتر کسب و کار، کاهش هزینهها الزاماً به معنای کم کردن مخارج نیست و معادله مهمتری به نام “هزینه- فایده” میتواند تعیینکننده نوع تصمیمگیری در مورد هزینهها باشد. شاید به همین خاطر است که در دروس MBA و در علم مدیریت از واژه “مدیریت هزینه” به جای کاهش هزینه استفاده میشود.
تحلیل هزینه-فایده (Cost-Benefit Analysis) یک روش تحلیلی و تخمینی برای ارزیابی هزینهها و منافع گوناگون مرتبط با یک پروژه است که به تصمیمگیری مطلوب و مبتنی بر اطلاعات کمک میکند. این روش به عنوان یک ابزار مدیریتی و تصمیمگیری در اقتصاد و مدیریت مالی استفاده میشود تا مشخص شود که آیا یک پروژه از دیدگاه تجاری منطقی است یا خیر؟
بهینهسازی به جای کاهش هزینه
با به میان آمدن چنین مفاهیمی، ناخودآگاه پای بازارهای نوین مدیریتی هم به کسب و کارها باز میشود و انقلابی نوین در شیوه تصمیمگیری، فرآیندها و در نهایت محاسبه نتایج، شکل خواهد گرفت. در چنین خط سِیری، بهینهسازی جای کاهش هزینه را خواهد گرفت و منجر به افزایش درآمدهای کسب و کار و جلوگیری از اتلاف منابع و سرمایهگذاریهای انجام شده، میشود.
در اصل، کاهش هزینه در دیدگاه مدیران کسب و کارهای سنتی، واکنشی در مقابل تهدیدات و بحرانهاست اما در نظام نوین مدیریت، فرآیندها باید بهینهسازی شوند و تابآوری سازمان را بالا ببرند. مثلاً سازمان باید پیش از بحران، نیروی انسانی خود را بهینه کرده باشد، یعنی با حذف نیروهای مازاد یا تک مهارت، چابکی منابع انسانی را افزایش دهد تا در شرایط بحران، نهتنها نیاز به تعدیل نیرو نشود بلکه تیمی آماده در لایههای مختلف داشته و تابآوری سازمان را ارتقا بخشد.
فرهنگ مدیریت هزینه
از دیدگاه مدیریت هزینه، گاهی هزینه کردن مثلاً برای برگزاری یک رویداد مارکتینگی، جذب نیروی چندمهارته در یک یا چند بخش، خرید ابزارهای نوین و یا انجام یک اقدام مسئولیت اجتماعی در شرایط بحران، نهتنها از جنس اتلاف منابع نیست بلکه گاه تنها و هوشمندانهترین راهکار برای افزایش درآمدهای کسب و کار و در نتیجه جلوگیری از تشدید بحران مالی در سازمان است. روشن است که رسیدن به چنین سطحی از بلوغ در تصمیمگیری نیازمند حضور مدیران جسور در ردههای ارشد و میانی کسب و کارهاست تا بینش علمی و توان عملی برای تصمیمات سرنوشتساز و دفاع از منطق تصمیمات خود را داشته باشند.





جالب بود